با وجود دستاوردهای چشمگیر علمی در زمینه ژنتیک دامی و فناوریهای نوین دامپروری، پیادهسازی این تکنولوژیها در ایران با چالشهای متعددی همراه بوده است.
شکاف میان دانش جهانی و زیرساختهای داخلی، گاهی موجب شده است که بهرهبرداری عملی از فناوریها کمتر از ظرفیت واقعی آنها باشد. اما شناخت دقیق این موانع، میتواند مسیر بهینهسازی را هموار سازد.
یکی از چالشهای اساسی، فقدان زیرساختهای یکپارچه و استاندارد برای اجرای تکنولوژیهایی مانند RFID، سیستمهای هوشمند مدیریت گله، یا برنامههای انتخاب ژنتیکی مبتنی بر ژنومیکس است. بسیاری از دامداریها بهویژه در مناطق غیرصنعتی، همچنان از سیستمهای سنتی استفاده میکنند و دسترسی کافی به تجهیزات مدرن یا آموزشهای تخصصی ندارند.
از سوی دیگر، نوسانات ارزی و محدودیتهای وارداتی باعث افزایش هزینه تجهیزات پیشرفته و مواد مصرفی ژنتیکی مانند اسپرم و جنینهای منجمد وارداتی شده است. این امر اجرای پروژههای اصلاح نژاد و تکنولوژیهای نو را برای برخی مجموعهها به صرفه نمیسازد.
چالش مهم دیگر، کمبود نیروی متخصص در حوزههای میانرشتهای مانند بیوتکنولوژی دامی، دادهکاوی در دامپروری و هوش مصنوعی در اصلاح نژاد است. تربیت نیروهای فنی و دامپزشکان آشنا با فناوریهای نوین، نیازمند برنامهریزی آموزشی گسترده در سطح دانشگاهی و بخش خصوصی است.
اما در کنار این چالشها، فرصتهای بزرگی نیز وجود دارد. شرکتهایی پیشرو مانند روکت اینترنشنال با سابقهی ۵۰ ساله در واردات فناوری و خدمات ژنتیکی، نقش مهمی در انتقال دانش فنی و فرهنگسازی برای پذیرش تکنولوژیهای نو ایفا کردهاند. همکاری میان بخش خصوصی، مراکز تحقیقاتی، و دولت میتواند مدل موفقی از پیادهسازی پایدار را فراهم کند.
در نهایت، رفع موانع ساختاری، حمایت هدفمند از نوآوری، و ارتقاء آموزش تخصصی، میتواند ایران را به یکی از قطبهای استفاده هوشمندانه از فناوری در دامپروری منطقه تبدیل کند.